الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

274

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

ايشان هيچ خبرى ندارم پس رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به دنبال ايشان رفت تا به غار كوهى رسيد ، ديد در آنجا خوابيده‌اند و مارى كنار سر ايشان حلقه زده است ، پس سنگى برداشت و به سمت او انداخت ! عرض كرد : يا رسول اللَّه ! به خدا سوگند كه من جز براى پاسدارى ايشان كنار سرشان نخوابيده‌ام ! پس براى او دعاى خير كرد ، سپس حسن را روى شانهء راست و حسين را بر شانهء چپش سوار كرد . پس جبرئيل نازل شد و حسين را گرفت و حمل نمود . و هر دوى آنها بعدها افتخار مىكردند ؛ حسن مىگفت : مرا بهترين فرد اهل زمين بر دوش گرفت و حسين مىگفت : مرا بهترين اهل آسمان ! « 1 » 5 - ترمذى از ابو بريده نقل كرده ، مىگويد : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم داشت براى ما سخنرانى مىكرد ناگاه حسن و حسين عليهما السلام آمدند در حالى كه دو پيراهن گلگون بر تن داشتند ، راه مىرفتند و مىافتادند ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم با ديدن ايشان از منبر به زير آمد و آنها را بلند كرد و در جلوى خودش گذاشت ، سپس فرمود : « راست گفته است خداى تعالى كه مىفرمايد : اموال و اولاد شما فقط وسيلهء آزمايشند ! من اين دو كودك را ديدم راه مىروند و مىافتند ، طاقت نياوردم ، تا اينكه سخنم را قطع كردم و آنها را بالا آوردم ! » « 2 » . 6 - حاكم از ابوهريره نقل كرده ، مىگويد : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم جانب ما آمد ، در حالى كه حسن و حسين عليهما السلام را به همراه داشت ، يكى را به اين شانه و يكى را به آن شانه و گاهى دهان اين را مىبوسيد و گاهى

--> ( 1 ) - بحار الانوار : 43 / 316 . ( 2 ) - سنن ترمذى : 5 / 658 .